|
روزتون مبارکا............... راستش واسه امروز دنبال یه مطلب می گشتم که بذارم تو وبم به همین مناسبت،اما به مطلبی که توش حرفای خودم هم باشه نرسیدم واسه همین تصمیم گرفتم یه خورده با هاتون صحبت کنم امید وارم گوش کنید ،بعد فکر کنید ،بعد شماهام نظرتون رو بگین:(یادم رفت که بگم اینایی که نوشتم نه شعاره نه نصیحت فقط چیزایی که هر روز د ارم میبینم و میشنوم و اذیت میشم رو با عقیده ی خودم دارم براتون می ذارم) دوستای گلم خانومی های عزیز،می دونستین دخترا آئینه ی تمام نمای لطافت و احساسن، و اینکه باید ماها مراقب باشیم که این آئینه ها زنگار نگیرن. ای کاش می دونستید که چه قدر با ارزشید اون قدر که با هیچی قابل مقایسه نیستین چرا..........................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون خدای بزرگ ذوق و سلیقه و هنر رو در وجود دختران به حد اعلا رسونده یا یه چیز دیگه : حضرت محمد(ص)فرمودن:بهترین فرزندان شما دختران اند. و یه جا دیگه گفتن:پسران بشارت دهندگان اند و دختران باقیات صالحات اند. پس بدونید کم کسی نیستید چرا این قدر خودتونو دست کم می گیرین ؟!!!!!!!!!!! خودتونو ،پاکی تونو،احساساتتونو،غرورتونو! چرا این قدر راحت می ذارید بازیچه بشید،چرا این قدر راحت احساساتتونو واسه کسایی خرج می کنین که ارزش ندارن ،راحت لهتون می کنن. اینو از یه دوست همیشه یادتون باشه: واسه کسی گلدون باشین که لیاقت داشته باشه و بدونه ریشش کجاست؟ راستی یه حرف قشنگی تو نامه ی چارلی چاپلین به دخترش هست که خیلی به دلم نشست: هیچ چیز و هیچ کس در این جهان نیست می دونم الان که داری اینارو می خونی با خودت می گی داره شعار میده ،حتما اینم یکی از این دخترای چادری و متعصب به چادره خودشم فلسفه ی چادر رو نمی دونه باید بگم سخت تو اشتباهی ..... چون منم مثل تو خانوم جوون خوشگل دوست دارم شیک باشم ،به روز باشم ،و هستم چون انسانم و ذات انسان زیبایی می طلبه..... خیلی دوستون دارم مواظب خودتون باشید به خصوص(احساس و غرور) به حرفام اگه جایی واسه فکر کردن داشت فک کنین و نظرتون رو واسم بذارید تولد فاطمه ی معصومه (س. ع )رو اول به آقا امام رضا(ع)،بعد به شما خانومیا تبریک میگم قدر خودتونو بدونید واسه رسیدن به خودمون باید از خودمون سفر کنیم یا حق....... تقدیم به همتون روزتون مبارک.....
وقتی دیگران به دنبال چشمان قشنگ هستند تو به دنبال نگاه های زیبا باش.
به قول کسی"زلال نگاه به رنگ مردمک نیست" آنچه چشمانمان را لایق بصیرت می کند عمق نگاه است. چشم.... چون چاه......تا عمق نداشته باشد به زمزم نمی رسد. راستی: بعضی از آدمها چشمهای رنگی دارند ولی همیشه سیاه می بینند. انجماد قلبها را از خشکسالی چشمان می توان فهمید،چشمی که گریستن نمی تواند،زیستن نمیداند. کلام آخر خودم: عزیزای من همیشه اون نگاهی رو باور کنین که وقتی از اون دور شدین در انتظارتون بمونه. البته سعی کنید زیاد درگیر این نگاها نشین. یا حق..... به عمق نگاه این نگاه کن ....اینه عمق نگاه.....رو حرفام فک کن...... سلام داش سعید؟ خوبی چه خبرا؟از دانشگاه ؟از خودت؟از هم دانشگاهیات؟ از روزایی که مثه برق و باد میرن و ما فقط ...... بگذریم ...... مثه اینکه تصمیم گرفتی یه آقا مهندس باشی....میشی ..... راستی رمان جدیدتم خوندم قشنگ بود ولی شرمنده یه هو یاد سریال پنجمین خورشید افتادم ولی اعتراف کنما در عوض هر چی اون بی محتوا و مسخره بود ولی داستان تو فک کنم قابل بحث باشه... راستی از سرعت کافینت پرسیده بودی ؟ ۲/۱۱۵ راستی ۴شنبه جاتون خالی (خودت و زهرا) حرم بودم یادتون کردم. از زهرا خبری ندارم قبلا که گفته بودم چون نظرات باز نمی شه نمیتونم نظر بذارم و حالشو بپرسم تلفنشم خاموشه سلام بهش برسون. بگو یادم هستش ...یادش باشم... یا حق....
ما هی کوچکی دچار آبی بی کران بود،آرزویش همه این بود که روزی به دریا برسد و هزار و یک گره آن را باز کند و چه سخت است وقتی که ماهی کو چکی عاشق شود. عاشق دریای بزرگ، ماهی همیشه و همه جا به دنبال دریا می گشت اما پیدایش نمی کرد. هر روزو هر شب می رفت،اما به دریا نمی رسید کجا بود این دریای مرموز گمشده ی پنهان که هر چه بیشتر می گشت،گم تر میشدو هرچه که می رفت دورتر؟؟؟؟؟؟؟ ماهی مدام می گریست،از دوری و از دلتنگی و در اشک و دل تنگی اش غوطه می خورد و همیشه با خود می گفت:این جا سرزمین اشکهاست. اشک عاشقانی که پیش از من گریسته اند،چون هیچ وقت دریا را ندیده اند: و به فکر می کردشاید جایی دور از این قطره های شور حزن انگیز دریا منتظر است. ماهی یک عمر گریست و در اشکهای خود غرق شد و مرد،اما هیچ وقت نفهمید که دریا همان بود که عمری در آن غوطه می خورد قصه به اینجا که رسید،آدم گفت:ماهی در آب بود و نمی دانست،شاید آدمی هم با خداست و نمی داندو شاید آن دوری که عمری از آن دم زدیم،تنها یک اشتباه باشد. آن وقت لبخند زد،خوشبختی از راه رسید و بهشت همان دم بر پا شد. سلام داداشی چه طوری چه خبرا ؟؟؟؟ بابا بی معرفت من که مردم از فضولی واسه این که ببینم قبول شدی یا نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ولی پیشاپیش بهت تبریک می گم چون می دونم قبول شدی.....نه................. راستی زهرا اومده بود مشهد،تو نظرات خصوصی شمارشو بهم داده بود که برم بینمش ولی من مشهد نبودم ....نشد ولی بهش اس دادم. یا حق...
هان ای زمینیان،اینان با علی چه کردند...؟ این سوالی بود که آسمانیان از اهل زمین می پرسیدند،شب می رفت تا به صبح برسدد که ناگهان حزن انگیزترین فریادها از خانه ی علی (ع) برخاست. کوفه در میان دستان آکنده از شرمش،مردی از تبار عرشیان را با فرق شکافته به عرشیان تقدیم می کرد. حتی تاریخ هم از عمق فاجعه می گریست و خطاب به زمینیان می گفت:ای مردم با تجسم عدالت چه کردید؟ ننگتان باد که با وسوسه های شیطانی دستان خود را به خون بهترین و پاک ترین انسانها آلودید...... آیا نیندیشید که زمین لحظه ای بدون علی (ع) چگونه سر کند؟ نفرین بر آن دستان مظلوم کش که خاک نشینان را باز هم بر خاک نشاندند و زخمی عمیق در سینه ی درد آلود تاریخ بشر نشانیدند،زخمی که با هیچ مرهمی التیام نخواهد یافت. ای کاش علی شویم و عالی باشیم هم سفره ی کاسه ی سفالی باشیم چون سکه به دست کودکی برق زنیم نان آور سفره های خالی باشیم یا حق............................... التماس دعا سلام داداشی خوبی ؟ رفتم آپتو خوندم خیلی قشنگ بود راستی نتیجه ی کنکورت چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام داداشی چه طوری خوبی؟ میبینی کارم به کجا کشیده..... آخه می دونی داداشی ....به نت وصل شدم بالاخره اما چه نتی....... وصل نمی شد بهتر بود فقط می تونم بیام آپ کنم ......چرا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چون نظرات رو اصلا باز نمی کنه رو هر چی کلیک می کنم باز نمی کنه ...حتی سایت دانشگاهو در ضمن اینو بگم توی اون کافینت مسخره هم دیگه نمیرم کافینت نگو بهتره بگی .... واقعا محیطش حالمو به هم میزنه البته اینو بگم که جای خونه ی ما این طوریه قسم خوردم که دیگه نرم و نخواهم رفت.................... اینارو نوشتم که بدونی بی معرفت نیستم به وبت هر دو روز یا سه روز سر می زنم مطالبتو می خونم و لذت می برم .....خسته نباشی . اگه یادت باشه بهت گفته بودم من با کسی که یا علی میگم تا آخرش هستم..... راستی یه زحمتیم برات داشتم لطف کن به وب شبگرد یه سر بزن و از طرف من ازش عذر خواهی کن و بگو شرمنده ام این مشکل پیش اومده حتما هر موقع درست شد از خجالت تو زهرا در میام.. راستی هر یه روز در میون توی این ماه می رم حرم و همیشه اسم تو زهرا توی لیست اونایی هست که یادشون میکنم البته الان یه دو سه روزی هست که یه سری خرید بیرون دارم نتونستم برم درگیر خریدام .... خواستم بدونی یادت می کنم خودمونیم این جور نظر دادنم جالبه ها ..................... این همه حرف زدم که بگم چون نظرات باز نمی کنه نمیشه واستون کامنت بزارم ولی همه ی آپاتو نو می خونم هم تو هم زهرا.... خیلی چاکریم..... یا حق......
قلب دختر از عشق بود،پاهایش از استواری و دستهایش از دعا،اما شیطان از عشق و استواری و دعا متنفر بود،پس کیسه ی شرارتش را گشود و محکم ترین ریسمان را به در کشید.ریسمان نا امیدی را و دور دخترک پیچید،دور قلب و استواری و دعاهایش،نا امیدی پیله ای شد و دختر کرم کوچکی. خدا فرشته های امید را فرستاد تا کلاف نا امیدی را باز کنند،اما دختر به فرشته ها کمک نمی کرد. دختر پیله ی گره در گره اش را چسبیده بود و می گفت:نه باز نمی شود .....هیچ وقت باز نمی شود. شیطان می خندید و دور کلاف نا امیدی می چرخید،شیطان بود که می گفت :نه باز نمی شود،هیچ وقت باز نمی شود. خدا پروانه ای را فرستاد تا پیامی را به دختر برساند،پروانه بر شانه های رنجور دختر نشست و دختر به یاد آورد که این پروانه نیز زمانی کرم کوچکی بود ..گرفتار در پیله ای..... اما اگر کرمی می تواند از پیله اش به در آید،پس انسان نیز می تواند خدا گفت:نخستین گره را تو باز کن تا فرشته ها گره های دیگر را دختر نخستین گره را باز کرد..........و دیری نگذشت که دیگر نه گره ای بود و نه پیله ای و نه کلافی هنگامی که دختر از پیله ی نا امیدی به در آمد شیطان مدتها بود که گریخته بود . سلام دوستای گلم وای چه قدر دلم براتون تنگ شده بود به خصوص واسه وبلاگم آخه خیلی واسم عزیزه از دو تا از دوستای گل خودم شبگرد عزیزم و داداش سعید(ارشمیدوس) ممنون و شرمنده بابت این تاخیری که داشتم خیلی شرمنده........ داداشی خیلی چاکریم عمری باشه جبران کنیم یا حق...
ترانه ای روی زمین افتاده بود قناری کوچکی آن را بر داشت و در گلوی خود ریخت. ترانه در قناری جاری شدو با او در آمیخت. ترانه آب شد......ترانه خون شد.......ترانه نفس شد......و زندگی قناری ترانه را سر داد. ترانه از گلوی قناری به اوج رسید. ترانه معنا یافت .....ترانه جان گرفت....... قناری نیز:و همه دانستند که از این به بعد ترانه بودن است . ترانه هستی است ...ترانه جان قناری است ایمان ترانه ی آدمی است ...قناری بی ترانه می میردو آدمی بی ایمان راستی بابت این تاخیر هیتلری شرمنده ی همه ی دوستای گلم هستم ولادت آقامون امام زمان (عج)رو به همهی دوستای گلم تبریگ می گم.
زندگی تبسم کردن است،نه تنفس کردن،تبسم کردن به صداقت آئینه ها! زندگی زیباتر از خوشبختی است،امروز تونقاش فردای توست اردیبهشت_ثور سمبل:گاو نر شعار:همه چیز مال من است ستاره ی حاکم :ونوس شخصیت :ثابت سلام دوستای گلم خوبین؟ اینم چندتا جمله قشنگ در مورد زندگی واسه شما دوستای همیشگی میذارم بخونید قشنگه: یا حق...
با خداوند زمزمه وار حرف میزد و راه می رفت کنار جوی آبی نشست و نگاهی به داخل آب انداخت .سنگها جلوی آب ر و بسته بودند و پشت آن آب راکد شده بود،راهی برای جاری شدن نبود چند دقیقه ای گذشت نا گهان آب با ریکه ای شروع کرد از لا به لای سنگها بیرون آمدنو لحظه به لحظه قوی تر شد و آن قدر به سنگها فشار آوردتا بالاخره جاری شد به فکر فرو رفت منتظر بود آبی روان نشود اما هم چنان آب به آرامی سنگها و خاکها رو می شکافت و به مسیرش ادامه میداد.چه قدر زیبا بودتلاش بی وقفه ی آب و قدرت پس پرده ی او ........... به آب نگاه کرد جاری،جاری،حتی در گل آلودترین لحظاتش جاری و پر تلاشو به دنبال هدفش بود. نگاهی به خودش کرد،چند روزی،نه چند ماهی،نه چند سالی بلکه از لحظه تولدش خود را فراموش کرده اویی که لحظه ای اورا فراموش نکرده بود مهربان تر از همیشه دست او را گرفته و گام به گام با او می آمد،بدون هیچ آزردگی از بی مهرهایش هر بار که متوجه او میشد باز هم کوتاهی میکرد اما باز حیران از لطفش که که نمی توانست جبران کند. شروع کرد به سخن گفتن پس بلند می گویم :خدایم چه قدر زیباست حضور گرمت در لحظه لحظه های تنهاییم و تویی که هیچ گاه رهایم نمی کنی و در هر قدم تو را میبینم که با من می آیی،شاید که فردا نه حتما فردا روزی است که شروع به تلاطم خواهم کرد و دوباره دلت را بدست خواهم آورد. به امید آن روز......... یا حق...
طرز تهیه ی شکلات زندگی
مواد لازم: مقدار لازم: توکل به خدا به وسعت عالم تفکر مثبت به تعداد هر فکر صبرو تحمل در کل زندگی استفاده از تجربه هر چه یشتر بهتر سلام بچه ها خوبین؟ امیدوارم شکلات زندگیتون همیشه شیرین باشه عید همتون مبارک قربون همتون یا حق....
|
About![]()
سلام خوش اومدید............. Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 Links
شبگرده منتظر
خدا فرشته های امید را فرستاد |